تبليغاتX
ماهي تشنه
سئوالات يك ماهي تشنه از ديگران
 

ديشب زماني كه خلاصه اي از مراسم نهايي جشنواره فيلم فجر از تلويزيون پخش مي گرديد اظهارات آقاي مسعود ده نمكي را شنيدم كه عليرغم تندي و انتقادي بودن لحن وي، از نظر من اثبات اعجاز هنر است همان هنري كه به قول سيدعطاء الله مهاجراني در جلسه استيضاح در مجلس پنجم ماندگاري لحن هنرمندانه حافظ شيرازي را بر لحن غيرتمدارانه خواجوي كرماني به اثبات مي رساند.

شايد هيچگاه مسعود ده نمكي تبديل به مخملباف جديدي نشود ولي بطور يقين ده نمكي ديگر ده نمكي دهه 70 نخواهد شد زيرا او نيز دريافته است كه اگر مي خواهد بر افكار مردم تاثير بگذارد بايد قلوب آنها را فتح كند وگرنه رگ بيرون زده و بازوي ستبر و فرياد غران تنها چشم و گوش را آزار مي دهد.

اعجاز هنر اين است كه يكي از كساني كه هنر سينما را با هزار لعن و نفرين مي راند به اين هنر تمسك جسته است تا حرف خود را بيان كند. بطور يقين ده نمكي حرف درستي را در فيلم خود بيان كرده و چون بيشتر از خيلي ديگر از فيلم سازان از ماهيت انقلاب دروني افراد در جبهه هاي جنگ مي داند، اثرش بيشتر بر دل مي نشيند و اين تاثير هزاران بار ماندگارتر از سخنان و نوشته هاي تند ده نمكي در نشريات مختلف و اقدامات قبلي وي مي باشد و هر چند كه ده نمكي معتقد باشد كه فيلم اخراجي ها در توالي طبيعي كارهاي قبلي وي مي باشد ولي به اعتقاد من فيلم اخراجي ها زايشي نو براي افكار ده نمكي است و اين امر بسيار ارزشمند است.

خدا كند كه افراد ديگري كه زبان تند و تلخي دارند و هر كلمه از نوشتارشان مانند خنجري زهرآگين عقل و منطق و عدالت را به مسلخ مي برد براي گفتار خويش هنرمندانه تر سخن گويند و از هتاكي و بداخلاقي بپرهيزند.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 22:47  توسط احسان سهيلي  | 

 

هر چند محكوم كردن يك انسان به مرگ و به قتل رساندن عامدانه او كار بسيار دردآوري بوده و بسيار تلخ است ولي براي برخي از جرائم هر حكمي بجز اعدام ، ظلم در حق ديگر انسان هايي است كه از جرم ارتكابي محكومين آسيب ديده اند و اگر حركت و اقدامي جهت مبارزه با روند اجراي احكام اعدام در سطح ايران و يا در سطح گسترده تري صورت مي گيرد، بهتر است به جاي فعاليت جهت حذف كلي حكم مجازات اعدام، مكانيزم مناسب تر و پيچيده تري را در نظر گرفت تا صدور حكم مرگ يك انسان به سادگي و بدون در نظر گرفته شدن جامع و كامل شرايطي كه منجر به بروز تخلف و جرم توسط متهم شده است، صورت نگيرد.

در دين اسلام تخلف و گناهان افراد به سه دسته كلي تقسيم مي شوند كه شامل حق الله ، حق النفس و حق الناس هستند. به اعتقاد من رسيدگي به دسته اول و دوم گناهان، بجز موارد بسيار خاص كه به ديگران آسيب برساند ، در محدوده ما انسان ها نبوده و خداوند خود قضاوت بهنري خواهد داشت، لكن در خصوص دسته سوم ، حقوق افراد آسيب ديده از تخلف و جرم متهم ، مهمتر و با ارزش تر از حيثيت و حقوق فرد متهم مي باشد و به همين خاطر در برخي از جرائم نمي توان حكم اعدام را بصورت كلي حذف نمود.

به عنوان نمونه ، آيا فردي كه با قساوت جان چند انسان را گرفته و عامل درد و رنج بي پايان چند خانواده را فراهم آورده ، مستحق دريافت مجازات اعدام نمي باشد؟ آيا براي فردي كه با تشكيل باند بزهكاري و دزديدن دختران جوان و يا بچه هاي خردسال به آنها تجاوز مي نمايند و براي يك عمر عذاب روحي براي آنها فراهم مي كنند، تحمل چند سال زندان كافي است؟

براي ايجاد تعادل و برقراري عدالت و نظم در يك جامعه بايستي مجازات هر جرم با آسيب هاي وارده از ناحيه ارتكاب آن جرم بر جامعه و افراد ديگر همخواني وجود داشته باشد و حذف مجازات اعدام مي تواند منجر به بهم خوردن اين تعادل شود و اين موضوع در جامعه اي مانند ايران كه در سطح عدالت قضائي در آن بشدت نامطلوب و پائين تر از استانداردهاي قابل قبول بوده و متهمي كه محكوم به اعدام و يا حبس ابد گرديده ، مي تواند با تمهيداتي پس از مدت كوتاهي آزادي خود را بدست آورده تاثيرات نامطلوب بسيار بيشتري را درپي خواهد داشت.

مدافعين حذف مجازات اعدام بايستي در نظر سنجي هاي خود از افرادي كه آسيب ديده جرائم حادي مانند به قتل رسيدن و يا هتك حرمت و تجاوز به عضوي از افراد خانواده شان هستند نظر خواهي كند و يا وضعيت روحي آنها را هم درنظر بگيرند و گرنه بدون لحاظ كردن حقوق و وضعيت افرادي كه از جرائم افراد متخلف آسيب ديده اند، نمي توان قضاوتي درست و منطقي داشت.

اگر در جامعه اي صدور احكام اعدام بدون در نظر گرفتن شرايط وقوع جرم و صرفاً با استناد به برخي مواد قانون صورت پذيرفته و صادر كننده حكم نتواند دلايل مخالف خود را بصورت قاطع رد نموده و پاسخ مستدلي به آنها بدهد و يا در برخي احكام شائبه وجود نيات و عوامل غير قضائي وجود داشته باشد، لغو مجازات اعدام چاره كار نخواهد بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت 0:57  توسط احسان سهيلي  | 

خبرگزاري «آسوشيتدپرس» در گزارشي درباره انفجارهاي اخير لندن به نقل از يك مقام اطلاعاتي اسرائيل اعلام كرد، «موساد» پيشاپيش از حملات لندن اطلاع داشت.

به گزارش فارس، در گزارش «آسوشيتدپرس» آمده است: دفتر «موساد» در لندن پيش از اين حملات، هشدار هايي دريافت كرده بود اما اين هشدارها درست شش دقيقه قبل از وقوع حملات بودند و امكان هيچ گونه واكنشي وجود نداشت.

«آسوشيتدپرس» هرگز گزارش خود را تعديل نكرد اما برخي مطبوعات ديگر در تحليل‌هاي مختلف اعلام كردند، نتانياهو از طريق نيروهاي اطلاعاتي اسرائيل از اين ماجرا مطلع شده بود و اسكاتلنديارد از آنها اطلاعي نداشت.
از سوي ديگر به گزارش اين خبرگزاري، يك مقام امنيتي اسرائيل در گفت‌و‌گو با «آسوشيتدپرس» اعلام كرد، نيروهاي اسكاتلنديارد دقايقي قبل از حملات لندن، «بنيامين نتانياهو» وزير دارايي اسرائيل را از آنها مطلع كرده بودند.
http://www.baztab.com/news/26548.php
برادران عزيز بازتاب و خبرگزاری فارس
آخر خداوند لطف بزرگي در حق انسان ها كرده و سلول هاي خاكستري مغزشان را به آنها هديه داده است.
چرا شما بي انصافي مي كنيد و اين نعمت الهي را بدون استفاده نگه مي داريد.
شما با چه تحليل و تفكري يك خبر غير منطقی و تائيد می كنيد و مي گوئيد موساد 6 دقيقه قبل از انفجارهاي لندن از آن آنها مطلع شده است و پيش از انفجارهاي لندن، تمام يهوديان، محل انفجار را ترك كرده بودند، مگر يهوديان لندن به چه سيستم خبر رساني و ارتباطي دسترسي دارند كه در عرض 6 دقيقه قادر به برقراري ارتباط، دريافت پيام و خارج شدن از مترو هستند.
از سوي ديگر شايد ندانيد و شايد دانسته خود را به جهل مي زنيد ولي اگر اخبار را مرور كنيد جلسه اي كه قرار بود نتانياهو در آن شركت كند از نظر زماني ديرتر از زمان وقوع انفجارها بود و به محل جلسه هم آسيبي وارد نشده است.  
هر چند با اغلب نوشته هاي شما موافق نيستم ولي چون شما را به عنوان وابسته به نظام مقدس ج.ا.ا و ايران سرافراز مي شناسند دوست ندارم تحليل هاي بچه گانه و بدون منطق شما دست آويزي براي دشمنان باشد. لذا توصيه مي كنم از ارائه تحليل هايي كه در شان روزنامه كيهان و امثالهم است خودداري نمائيد
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت 0:54  توسط احسان سهيلي  | 

فردا براي دومين جمعه متوالي به پاي صندوق هاي راي رفته و فرد مورد نظر خود براي تصدي پست رياست جمهوري دوره بعدي را تعيين خواهيم كرد. انتخاب هر يك از كانديداهاي مطرح ( آقايان رفسنجاني و احمدي نژاد ) تاثيرات و تبعات خاصي خواهد داشت. انتخاب آقاي رفسنجاني كه به نظر من شانس كمتري براي پيروزي بر رقيبش دارد ( به دلايل خاص و ناگفتني ) حفظ روند مديريت كلان كشور در طول 16 سال گذشته و ايجاد تغييراتي در اين روند به منظور بهبود كارآمدي آن در اولويت خواهد بود، ليكن انتخاب آقاي احمدي نژاد تقريباً كل ساختار مديريت كلان كشور را برهم زده و بحران هاي جدي و بسيار مهمي را براي كشور ايجاد خواهد نمود. به اعتقاد من انتخاب آقاي احمدي نژاد تبعات متعددي را درپي خواهد داشت كه در مقطع فعلي به بخشي از آنها اشاره مي نمايم: ط ايجاد دور جديدي از خروج و فرار مغزها و نخبگان جامعه از كشور ط به حداقل رسيدن سرمايه گذاري خارجي در ايران و خروج بسيار انبوه و گسترده سرمايه هاي داخلي از كشور ط تشديد فضاي راديكاليسم و برخوردهاي تند و دفعي در سطح جامعه ط انسداد فضاي باز موجود فعلي و تشديد دامنه محدوديت هاي اجتماعي، فرهنگي و .. .. ط ايجاد روند معكوس تبديل مديريت نهادهاي كلان از مديريت نيمه مدرن-نيمه سنتي فعلي به مديريت سنتي ط تشديد فضاي دو قطبي در سطح جامعه و ايجاد بحران هاي دامنه دار اجتماعي، فرهنگي و قومي در ميان مدت ط تقويت ظاهري اركان و ثبات نظام به دليل ايجاد يكدستي در حاكميت. اين وضعيت در ظاهر بوده و در باطن اركان تشكيل دهنده و عوامل بقاي نظام بسرعت روبه تزلزل و ناپداري پيش رفته و ميزان توانمندي نظام را كاهش خواهند داد. ط در ظاهر مسائلي مانند بدحجابي ، زنان خياباني و غيره كاهش خواهند يافت ، ليكن به دليل عدم برخورد منطقي و علمي با اين گونه معضلات، دامنه آنها به لايه هاي زيرين جامعه كشيده خواهد شد هر چند انتخاب آقاي رفسنجاني به معناي از بين رفتن و يا حل و فصل تمام مشكلات جامعه نيست، ليكن تبعات و آثار سوء آن بسيار محدودتر و كمتر از انتخاب رقيب ايشان خواهد يبود. بديهي اسنت كه به دليل حساسيت هاي موجود نمي توان عوامل پايه اي ايجاد وضعيت فعلي را بطور عيان مطرح نمود ليكن در صورت هريك از گزينه هاي موجود ، ما در آينده ميان مدت شاهد رقابت و اختلافات دامنه داري در سطوح بالاي نظام خواهيم بود و انتخاب آقايان رفسنجاني يا احمدي نژاد ميزان ظهور يا اختفاي اين تنش ها در سطح جامعه را تغيير خواهد داد . بهر حال من بر اين اعتقاد هستم كه خداوند منان مصلحت مردم ايران را بر ما جاري خواهد كرد و هر گزينه اي حتي انتخابي كه به نظر ما بسيار نامطلوب است ( انتخاب آقاي احمدي نژاد ) آثار مثبتي را دربر خواهد داشت. اميدوارم آقاي احمدي نژاد بتواند پوستين سنگين و طاقت فرساي رياست جمهوري را تحمل كرده و حداقل بر هيزم هاي خود در جهنم نيافزايد و اگر نام نيكي از خود در تاريخ ايران برجا نگذارد، به بدنامي نيز شهره نشود. خدايا ما را آن ده كه ما را آن به آمين يارب العالمين
+ نوشته شده در  جمعه سوم تیر 1384ساعت 2:9  توسط احسان سهيلي  | 

شايد اين جمله عجيب و باور نكردني باشد ولي بنظر من آقاي احمدي نژاد بهترين گزينه ممكن براي تمام طرف ها و بازيگران صحنه سياست ايران مي باشد.

به اعتقاد من بازيگران اين صحنه را مي توان به گروه هاي زير تقسيم بندي كرد .

(1)     بازيگران ايراني

الف ـ طرفداران تندرو و افراطي نظام يا به اصطلاح مفهوم تر هواداران حكومت اسلامي

ب – طرفداران ميانه رو نظام يا هواداران جمهوري اسلامي

پ – اقشار خاموش و بي طرف كه خواهان حصول آرزوهاي خود با پرداخت حداقل هزينه هاي شخصي هستند.

ت – مخالفين ميانه رو نظام و آنهايي كه خواستار استحاله تدريجي نظام هستند.

ث – مخالفين تندرو نظام و آنهايي كه خواستار سرنگوني ضرب الاجلي نظام هستند.

(2)بازيگران بيگانه

الف – آمريكا و كشورهائي كه خواستار سرنگوني كامل نظام هستند.

ب – كشورهائي كه خواستار استحاله تدريجي نظام هستند ، مانند كشورهاي اروپائي

پ – كشورهائي كه خواستار حفظ وضعيت موجود هستند ، مانند روسيه ، چين، سوريه و كره شمالي

 انتخاب آقاي احمدي نژاد ، بطور ميانگين خواسته هاي اكثر طرف هاي فوق را تامين خواهد كرد و هيچ انتخاب ديگري قابليت جايگزيني اين گزينه را ندارد. زيرا :

1 -   براي طرفداران تندرو و افراطي نظام يا به اصطلاح مفهوم تر هواداران حكومت اسلامي در بين 7 كانديداي مرحله اول و 2 كانديداي مرحله دوم، هيچ فردي بهتر از احمدي نژاد وجود نداشت و بارزترين دليل اين امر ، حمايت تندروترين بخش جناح راست از آقاي احمدي نژاد بود. اين طيف را مي توان به دو دسته تقسيم بندي كرد.

الف - انجمن حجتيه كه نقش بسيار تاثيرگذاري بر رفتار و اهداف جناح راست دارد و بدنبال سرنگوني نظام ج.ا.ا و آماده سازي شرايط ظهور امام زمان (عج) دارد و مي توان مغرهاي متفكر انجمن را در پشت جريانات اخير ديد. حمايت برخي از چهره هاي منسوب به انجمن از آقاي احمدي نژاد غيرقابل انكار است و پيروزي آقاي هاشمي حركات و برنامه هاي آنها را براي مدتي به تعويق خواهند انداخت.

ب – گروه ها و احزابي مانند هيئت موتلفه كه براستي خواستار تشكيل حكومت اسلامي بوده و برخلاف دسته اول در اين گفتار خود صداقت دارند. اين طيف نيز احمدي نژاد را گزينه مناسب تري نسبت به آقاي هاشمي مي دانند، زيرا ميزان گرايش ايشان به برقراري حكومت اسلامي و تضعيف وجهه جمهوريت نظام بسيار بيشتر و بارزتر از آقاي هاشمي است.

2 -  طرفداران ميانه رو نظام يا هواداران جمهوري اسلامي مهمترين گروهي هستند كه بيشترين زيان را از پيروزي آقاي احمدي نژاد خواهند ديد و آرزوي آنها در ايجاد نظام جمهوري اسلامي به معناي واقعي كلمه تقريباً براي ابد ( و يا حداقل مدت زمان بسيار طولاني ) برباد خواهد رفت.

3 - اقشار خاموش و بي طرف كه خواهان حصول آرزوهاي خود با پرداخت حداقل هزينه هاي شخصي هستند، خواستار ايجاد دگرگوني و تغييرات اساسي در عملكرد نظام هستند و انتخاب آقاي هاشمي سيكل تكراري خواهد بود ولي انتخاب آقاي احمدي نژاد يك گزينه متفاوت بوده و هر چند هزينه هاي شخصي اين طيف را بشدت افزايش خواهد ليكن احتمال وقوع حوادث ديگري كه خواسته هاي اين طيف را به همراه آورد، وجود دارد.

4 – براي مخالفين ميانه رو نظام و آنهايي كه خواستار استحاله تدريجي نظام هستند آقاي احمدي نژاد گزينه بسيار نامناسبي نسبت به تمام كانديداهاي دور اول و آقاي هاشمي در دور دوم است. زيرا انتخاب آقاي احمدي نژاد و اتخاذ سياست هاي تندرو و راديكال توسط وي و همفكرانش، بيشترين ضربه و صدمه را به اهداف و آرمان هاي اين طيف وارد خواهد نمود .

5 – به نظر مي رسد مخالفين تندرو نظام و آنهايي كه خواستار سرنگوني ضرب الاجلي نظام هستند، انتخاب آقاي احمدي نژاد را مناسب ترين گزينه ممكن مي دانند ، زيرا سياست هاي راديكال آقاي احمدي نژاد و همفكرانش و توان بسيار اندك آنها در تعاملات ديپلماسي و روابط بين الملل ، بسرعت توان نظام ج.ا.ا را به تحليل برده و زمينه مساعدي براي ايجاد همگرايي جهاني و بين المللي جهت سرنگوني نظام فراهم خواهد آورد .

براي اين طيف انتخاب آقاي مصطفي معين و انتخاب آقاي هاشمي در دور دوم بدترين انتخاب ممكن است و به همين خاطر با دعوت مردم به تحريم به دنبال تسهيل شرايط مناسب جهت كسب پست رياست جمهوري توسط افراد راديكال جناح راست هستند.

6 – از ميان بازيگران بيگانه، بهترين گزينه براي آمريكا و كشورهائي كه خواستار سرنگوني كامل نظام هستند، آقاي احمدي نژاد است ، زيرا همانگونه كه در بند قبل گفته شد آمريكا در صورت كسب پست رياست جمهوري توسط آقاي احمدي نژاد كمترين مانع را براي توجيه افكار عمومي جهاني و داخل آمريكا خواهد داشت. در حقيقت انتخاب آقاي احمدي نژاد هزينه سياسي حمله احتمالي آمريكا به ج.ا.ا را بشدت خواهد كاست ولي بر هزينه نظامي اين عمليات ( هم براي آمريكا و هم براي مردم ايران ) خواهد افزود ولي انتخاب آقاي هاشمي هزينه سياسي و تبليغاتي مورد نياز آمريكا براي ايجاد اجماع جهاني عليه ج.ا.ا را بشدت بالا خواهد برد.

با توجه به مدت زمان باقي مانده از حكومت جرج بوش و احتمال پيروزي دمكرات ها در انتخابات آينده، انتخاب آقاي هاشمي احتمال حمله نظامي آمريكا به ج.ا.ا كاهش داده و انتخاب آقاي احمدي نژاد بر اين ميزان خواهد افزود ، لذا طبيعي است دولتمردان آمريكائي بدنبال انتخاب فرد راديكالي مانند آقاي احمدي نژاد باشند و من اقدام جرج بوش در صدور بيانيه قبل از برگزاري انتخابات 27 خرداد و اقدامات بعدي آنها را تدابيري هوشمندانه و موثر مي دانم.

7 – در بين بازيگران بيگانه كشورهائي كه خواستار استحاله تدريجي نظام هستند ، مانند كشورهاي اروپائي، از انتخاب آقاي احمدي نژاد بيشترين آسيب را خواهند ديد، زيرا اين انتخاب موضع اين كشورها در مثقابل آمريكا را بشدت تضعيف نموده و از توان تاثيرگذاري آنها بر مسائل ايران خواهد كاست.

8 – كشورهائي كه خواستار حفظ وضعيت موجود هستند ، مانند روسيه ، چين، سوريه و كره شمالي، به دلايل ذيل از انتخاب آقاي احمدي نژاد بيشتر از انتخاب آقاي هاشمي نفع خواهند برد:

الف – با انتخاب آقاي احمدي نژاد و تضعيف موقعيت ج.ا.ا در عرصه روابط بين الملل، كشورمان مجبور به پرداخت هزينه هاي بيشتري جهت حفظ حمايت اين گونه كشورها خواهد شد و عليرغم افزايش قابل ملاحظه اين هزينه ها ، ثمرات و تبعات آنها كاهش خواهد يافت.

ب – انتخاب ج.ا.ا به عنوان هدف بعدي آمريكا ، موجب خواهد شد تا كره شمالي، سوريه و .... براي مدت قابل توجهي از مدار برنامه هاي اصلي آمريكا خارج شوند.

پ – انتخاب آقاي احمدي نژاد ، ج.ا.ا را به عنوان تهديدي براي صلح و امنيت جهاني معرفي نموده و كشورهاي فوق در رده هاي بعدي اهميت قرار گرفته و از آسيب پذيري آنها كاسته خواهد شد.

اميدوارم بتوانم بخش پاياني اين گفتار را قبل از برگزاري انتخابات سوم تير به پايان برسانم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1384ساعت 1:54  توسط احسان سهيلي  | 

توجه به وضعيت كانديداهای رياست جمهوری من فكر می كنم آقای رفسنجانی به عنوان نفر اول به دور دوم راه خواهد يافت و نفر دوم احتمالاً از بين آقايان معين يا قاليباف انتخاب خواهد شد و آقای لاريجانی با فاصله اندكی نسبت به نفر سوم ، در جايگاه چهارم خواهد ايستاد.

آرای آقای محسن مهرعليزاده و آقای احمدی نژاد نزديك به هم بوده و آرای آقاي كروبی در حد فاجعه آميز و خجالت آوری پائين خواهد بود

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1384ساعت 0:5  توسط احسان سهيلي  | 

فردا نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري برگزار خواهد شد و هفت كانديدا رقابت خواهند كرد.

آن دسته از كانديداهائي كه در بدو ثبت نام ، آراي زيادي را براي خود قائل بوده و خود را در جايگاه اول و يا دوم نتايج نهايي مي ديدند و انتظار داشتند راي آنها قادر به ايجاد تغييرات عمده اي در  نتيجه انتخابات باشد ولي ميزان آراي آنها فاصله بسيار زيادي با انتظارات اوليه آنها خواهد داشت و اين افراد بازندگان انتخابات هستند و آقايان كروبي و لاريجاني و مهر علي زاده را مي توان از اين دسته برشمرد. زيرا با تصوراتي غيرواقعي و نادرست از جايگاه و محبوبيت خود در بين مردم ( آقايان كروبي و مهر علي زاده ) و يا داشتن تصورات نادرست از رفتار گروه هاي سياسي حامي خود ( آقاي لاريجاني ) وارد صحنه شده بودند.

دسته دوم كانديداها افرادي هستند كه ميزان آرا و گرايش مردم به آنها نسبت به بدو ثبت نام افزايش يافته است و آقايان معين ، قاليباف و احمدي نژاد را مي توان جزو اين گروه دانسته و آنها را برندگان نهايي انتخابات ( فارغ از فرد پيروز ) دانست ، زيرا اين آقايان توانستند مخاطبين جديدي براي ديدگاه ها و نظرات خود پيدا كنند.

دسته سوم كانديداها كه تنها آقاي رفسنجاني را دربر مي گيرد ، به دليل دارا بودن موقعيت خاص ، نوعي احياء و بازتولد را تجربه كرده و حضوري مجدد در صحنه سياست ايران داشت و در اين راستا موفق نيز بود.

سرانجام اين كه در آخرين ساعات موجود براي تصميم گيري ، مصمم شده ام به آقاي معين راي بدهم.

به اميد انتخاباتي پرشور و مفيد براي ايران عزيز

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1384ساعت 0:4  توسط احسان سهيلي  | 

 

بررسي اجمالي سير تغيير و تحولات ايجاد شده در نحوه زندگي انسان ها نشان مي دهد كه بهره برداري صحيح و منطقي از فن آوري هاي رايج در هر دوران، بستگي زيادي به مديران جامعه داشته است و توانمندي مديران، جامعه مربوطه را به رفاه و آسايش بيشتري در مقايسه با ديگران رسانده است.

يكي از ساده ترين فن آوري هاي روز در زمينه مهندسي ترافيك شهري ، استفاده از نشانگرهاي زمان در سر تقاطع ها است كه مدت زمان باقيمانده از مدت چراغ راهنمايي ( قرمز يا سبز ) را نشان مي دهد ولي متاسفانه مديران بخش كنترل ترافيك تهران از اين ابزار ساده به نحوه اي استفاده مي كنند كه گويا افرادي از طريق تونل زمان از قرن بيست و يكم قبل از ميلاد به حال حاضر پرتاب شده اند.

بطور مثال چراغ سبزي كه در تقاطع بزرگ راه جلال آل احمد با خيابان كارگر شمالي قرار دارد ، به يك باره از 20 يا 25 ثانيه به 2 ثانيه كاهش يافته و چراغ بلافاصله قرمز مي شود. كارشناس ناداني كه اين عمل را انجام مي دهد نمي داند اگر اتومبيلي با سرعت 80  كيلومتر در ساعت به تقاطع نزديك شده و در فاصله 20 يا 30 متري چراغ قرار داشته باشد ، در عمل هيچ فرصتي براي ترمز كردن نخواهد داشت زيرا اين راننده در ذهن خود حساب كرده است كه حداقل 20 ثانيه از زمان چراغ سبز باقي مانده و مشكلي در عبور از تقاطع نخواهد داشت. البته احتمالاً كارشناس سازمان ترافيك فرق اتومبيل را با شتر و يا الاغ نمي داند وگرنه اندكي از سلول هاي خاكستري مغز خود استفاده مي كرد.

البته كارشناس محترم بايد پاسخ دهد كه حركت اتومبيل هاي سمت ديگر تقاطع 15 ثانيه زودتر از زمان تعيين شده چه تاثيري در ترافيك اين تقاطع در ساعت 2300 خواهد داشت.

يا شما در حال حركت در يك خيابان اصلي مانند خيابان شهيد بهشتي ( عباس آباد ) هستيد و بطرز شگفت آوري ، آخرين متد مديريت را مي بينيد. در ميدان تختي مدت زمان چراغ سبزي براي خودروهاي عبوري از خيابان شريعتي 18ثانيه تنظيم شده ولي براي خودروهاي خيابان فرعي كه كمتر از يك بيستم خيابان اصلي ( شهيد بهشتي ) مي باشند 45 ثانيه زمان تنظيم شده است.

از همه اعصاب خردكن تر اين است كه شما در حال نزديك شدن به يك تقاطع هستيد و به دليل آشنايي با تفكرات فوق مدرن سازمان ترافيك، به مدت زمان درج شده در زمان سنج اعتماد نمي كنيد و طبق معمول مدت زمان درج شده بر تابلو از 30 ثانيه به 2 يا يك ثانيه كاهش مي يابد و شما سرعت خودروي خود را كاهش دهد و مي خواهيد توقف كنيد تا افسر محترم راهنمايي و رانندگي كه در آن سوي تقاطع ايستاده و منتظر جريمه كردن كساني است كه از چراغ قرمز عبور كرده اند ، را ناكام بگذاريد ولي بعد از چند ثانيه متوجه مي شويد كه تابلو همچنان در رقم يك باقيمانده و اين يك ثانيه گاهي 30 – 40 ثانيه طول مي كشد و شما نمي دانيد زمان سنج كي مجدداً شروع بكار خواهد كرد. اين اقدام براحتي تمركز فكري، اعصاب و آرامش رواني رانندگان هردو سمت تقاطع را بهم مي ريزد .

اگر در ابتداي روز با شاهكارهاي مركز كنترل ترافيك مواجه شويد، تا آخر روز نظم فكري شما مغشوش خواهد شد و اگر در انتهاي روز با اين شاهكارها روبرو شويد، شب كابوس خواهيد ديد.

 بطور يقين مديران فعلي مركز ترافيك را مي توان اعجوبه هاي مديريت منفي بشمار آورد و به همين خاطر پيشنهاد مي كنم تا زمينه استفاده از اين افراد در مراكز علمي جهان فراهم شده و به عنوان پاداش، روزانه دو ساعت در خيابان هاي تهران به رانندگي مشغول شوند.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم خرداد 1384ساعت 1:27  توسط احسان سهيلي  | 

هارولد لاسول از اولين دانشمنداني بود كه تلاش كرد روان شناسي را وارد سياست كند. او معتقد بود افرادي كه زندگيشان را تماماً بر سياست متمركز كرده اند بصورتي رفتار مي كنند كه برخي از نيازهاي شخصيتي اساسي خود را برآورده مي سازند و اغلب اشخاص رنج تجارب هيجاني گذشته خود را به همراه دارند و گاهي وجود آن رنج ها را انكار كرده و گاهي آنها را بي اهميت مي شمارند.

لاسول معتقد به سياست پيشگيرانه بوده و معتقد بود زندگي سياسي يكسره بيمارگونه است و ريخت هاي بيمارگونه زندگي سياسي را تسخير كرده اند. لاسول معتقد است رهبر سياسي اساساً شخصيت اقتدار طلب است و اين اقتدار طلبي ناشي از احساس بي كفايتي وي نسبت به خود در ذهن خودش است. او احساس مي كند ناتوان از انجام اموري است كه به او ارضاء و خرسندي رواني ميدهد و مي خواهد اين كمبود رواني را از طريق قدرت طلبي جبران كند.

لاسول رهبران سياسي را از نظر شخصيتي به سه ريخت آشوبگر، اصلاح گر و مدبر تقسيم مي كند . البته ممكن است يك رهبر سياسي داراي ويژگي هاي دو يا هر سه ريخت باشد.

ريخت آشوبگر ، ريخت اقتدار طلبي است كه شناسائي و حرمت لازم را از والدين و خانواده و محيط زندگي كودكي بدست نياورده است و بنابر اين كاملاً گرايش و توجه به خود دارد كه موجب پيدايش يك خود شيفتگي قوي در او مي شود و مي خواهد آن كمبود عشق و عاطفه و حركت را از طريق جامعه پيدا كند و جبران نمايد. آشوبگر براي اين كه بتواندحرمت جامعه را جذب كند بايستي از طريق ايجاد تغييراتي در نهادها و محيط اجتماعي، آن توجه را بسوي خودش جلب نمايد و آن رابطه عاطفي و عشقي و حرمتي كه احساس مي كند در دوران كودكي به او داده نشده را از اين طريق جبران كند. چنين فردي از نظر رفتار اجتماعي اعتراض خود را از آغاز نسبت به نهادهاي اجتماعي و نسبت به نهادهاي اخلاقي، خانوادگي، مذهبي و جامعه تا خود دولت و رهبران سياسي جامعه  ابراز مي كند. به عبارت ديگر او همه نهادهاي اجتماعي و سياسي را زير سئوال برده و به اصطلاح خودش مي خواهد از همه ارزش ها ارزش زدايي كند.

شخصيت آشوبگر كسي است كه مي خواهد از خودش ابر مرد بسازد و نهادهاي اجتماعي را چنان تغيير دهد كه در نهايت حرمت و شناسايي از دست رفته شان را بدست آورند.

ريخت اصلاح گر: در نتيجه تعليم و تربيت خانوادگي در دوران كودكي اعتماد به نفس نداشته و ذهنش پر از شك و ترديد است. هميشه دنبال پيدا كردن يقين هستند. كساني كه دنبال يقين مطلق هستند برعكس خواسته ظاهرشان در درون احساس شك مي كنند. شخصيت اصلاح گر ليبيدوي خود را متوجه زندگي اجتماعي كرده و آن را براي تغيير محيط اجتماعي بكار مي برد و اگر مشاهده كند كه بر اساس آن جهان را دگرگون كرده، احساس شك و ترديدش بصورت كامل التيام مي يابد. اصلاح گر ريختي است كه ميخواهد جهان و محيط آلوده خود را متغير سازد.

تركيب ريخت هاي آشوبگر و اصلاح گر: افرادي هستند كه نه نياز به حرمت و شناسائي شان ارضا شده و نه ايقان او اعتماد لازم را در زندگي و كودكي كسب كرده اند. اين افراد كساني هستند كه عرصه تاريخ را محل تاخت و تاز خود قرار مي دهند تا كمبودهاي شخصي خويش را بوسيله عمل سياسي جبران كنند.

ريخت مدبر: كسي است كه در زندگي خانوادگي، شناسائي ، حرمت و اعتماد به نفس را كسب كرده و ليبيدويش متوجه ديگران و زندگي اجتماعي است. او بدنبال خلاقيت در زندگي اجتماعي بوده و مي خواهد شخص و شخصيت خود را به كمال برساند ولي براي دست يابي به شناسايي در شتاب نبوده و بدين خاطر آشوبگر نيست. شك مطلق نسبت به نقش خودش ندارد كه به دنبال يك انديشه مطلق برود و بنابر اين در زندگي سياسي عمل گرا است.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد 1384ساعت 1:1  توسط احسان سهيلي  | 

با توجه به اين كه شوراي نگهبان در انتخابات سال 1376 مدعي گرديد همواره اسامي كانديداهاي رياست جمهوري را بر اساس ميزان راي مثبتي كه در راي گيري داخلي شوراي نگهبان نسبت به صلاحيت آنها داده شده، اعلام مي كند و در انتخابات فوق اسم آقاي ناطق نوري را به عنوان اولين اسم اعلام كردند، لطفا مسئولين شوراي نگهبان اعلام بفرمايند در انتخابات سال 1384 اسامي مورد نظر آنها به چه ترتيبي اعلام شده است، نفر اول آنها چه كسي است، آقاي رفسنجاني يا آقاي لاريجاني؟
+ نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد 1384ساعت 1:0  توسط احسان سهيلي  |